محمود نجم آبادى
234
تاريخ طب در ايران ( فارسى )
فردوسى يكيك اصطلاحات فنى و طبى را دراينباره متذكر گرديده مثلا خنجر آبگون به جاى چاقوى تيز و بران ، مرد بينادل پرفسون به جاى جراح دانشمند ، مست كردن ماه مقصود بيهوش كردن مادر رستم ، شكافتن به جاى ( Incision ) ، تهيگاه ، يعنى پهلوى مادر ، دوختن و چاك همان دوختن و شكاف زخم ، تهيه مرهم با گياه و داروهاى لازم و دستور گذاردن آن بر روى زخم ، خستگى و رستگى به جاى زخم ( Plaies ) و بهبود و درمان ( Guerison ) و امثال آنها را آورده است . اما مطلب مهم آنكه اصولا آيا چنين عملى در آن دوران با وسائل زمان امكانپذير بوده يا نه ؟ اين امر مطلبى بسيار مهم و بسيار مفيد به نظر مىرسد كه عمل رستمى يا شكاف رستمى اصولا اتفاق افتاده باشد ؟ بلكه بيشتر غير ممكن به نظر مىرسد ، منتهى از نظر آنكه چنين حكايتى در ادب پارسى آمده است به نقل آن مبادرت ورزيده شد و چون طبق تاريخ دوران هخامنشى و يا قبل از آنكه داستان رستم از آن زمان است قبل از امپراطور روم مىباشد ، به نظر مىرسد عمل و يا شكاف رستمى استحقاق بيشتر از استعمال عمل قيصرى را داشته باشد . بيهوشى - درباره بيهوشى بايد دانست به صورتى كه امروز از آن استفاده مىگردد نبوده ولى براى اعمال جراحى بيهوشى به عمل مىآمده است . بسيار طبيعى است وقتى شخص بيهوش و بخواب باشد بهتر مىتوان عمل جراحى كرد . در افسانههاى ايران باستان و پس از آن از دارو و گرد بيهوشى بسيار سخن رفته است و به نظر مىرسد از بنگ استفاده مىكردند . بنك كه معرب آن بنج است با شراب مخلوط كرده در بيهوشى مورد استفاده